العلامة المجلسي

20

حياة القلوب ( فارسي )

صلبهاى پدران ورحمهاى مادران ، وبه ما نرسيد نجاست شرك ونه زناها كه در زمان كفر بود ، پس گروهى چند در هر زماني به سبب ايمان آوردن به ما سعادتمند مىشدند وگروهى چند به ايمان نياوردن به ما شقى مىشدند ؛ پس چون ما را به صلب عبد المطّلب در آورد آن نور را به دو نصف كرد ، پس نصف را در صلب عبد اللّه جا داد ونصف ديگر را در صلب أبو طالب ، پس آن نصف كه از من بود بسوى رحم آمنه منتقل شد ونصف ديگر به رحم فاطمة بنت أسد منتقل شد ، پس من از آمنه بهم رسيدم وعلى از فاطمه بهم رسيد ، پس تمام عمود نور به من برگشت وفاطمه از من بهم رسيد ، پس باز تمام عمود نور به على برگشت وحسن وحسين از هر دو نصف نور بهم رسيدند ، پس نور من در امامان از فرزندان حسين مىگردد تا روز قيامت « 1 » . وبه چندين سند از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه فرمود : حق تعالى خلق كرد مرا وعلى وفاطمه وحسن وحسين را پيش از آنكه خلق كند آدم را در هنگامى كه نه آسمان بود ونه زمين ونه نور ونه ظلمت ونه آفتاب ونه ماه ونه بهشت ونه دوزخ . پس عباس گفت كه : چگونه بود ابتداء آفرينش شما يا رسول اللّه ؟ فرمود : اى عم ! چون حق تعالى خواست ما را خلق كند كلامي ايجاد نمود واز آن كلام نوري آفريد ، پس سخن ديگر ايجاد نمود پس از آن سخن روحي آفريد ، پس نور را با روح ممزوج كرد پس مرا وعلى وفاطمه وحسن وحسين را آفريد ، پس خدا را تسبيح مىگفتيم در هنگامى كه تسبيح گوينده‌اى ديگر نبود وبه تقديس وپاكى ياد مىكرديم أو را در هنگامى كه تقديس كننده‌اى نبود به غير از ما . پس چون خدا خواست كه ساير خلق را بيافريند نور مرا شكافت پس عرش را از آن آفريد ، پس عرش از نور من است ونور من از نور خداست ونور من أفضل است از عرش ؛ پس نور برادرم على را شكافت وملائكة را از آن خلق كرد ، پس ملائكة از نور على بهم رسيدند ونور على از نور خداست وعلى از ملائكة أفضل است ؛ پس بشكافت نور دخترم

--> ( 1 ) . علل الشرايع 208 .